طبقه بندي سيستم هاي ساختمان هاي بلند :
تغيير توسعه سيستم هاي سازه اي ساختمان هاي بلند ، از ساختمان هاي با سيستم قاب صلب تا ساختمان هاي به شکل طره بلند مي باشد . قابهاي مقاوم چرخشي(Moment resistant frames) تا حدود 20 يا 30 طبقه مي توانند موثر باشند .قابهاي توخالي (Tublar system) و خرپاها ، اخيرا به محدوديت هايي رسيده اند . در سال 1984 موسسه ساختمان هاي بلند و اسکان شهري چهار دسته از سيستم هاي سازه اي براي ساختمان هاي بلند به شرح زير را طبقه بندي کرد (Flaconer & Beedle 1984)
1) قابهاي برشي : Shear Frames
الف) قابهاي نيمه صلبSemi-Rigid Frmaes
ب) قابهاي صلب Rigid Frames
2) سيستم هاي برهم کنشي : Interacting Systems
الف) قابهاي با هسته برشي Frames with Shear Cores
ب)قابهاي با برش و خرپاها و نوارهاي مهاريFrames with Shear, Band and Outrigger Trusses
3) سيستم هاي نيمه لوله اي Partial Tubular Systems
الف)لوله هاي قابي کانال انتهايي با خرپاي برشي داخلي End Channel Framed Tube with Interior Shear Trusses
ب)لوله هاي قابي کانال انتهايي (I) متوسطEnd Channel and Middle I Framed Tubes
4) سيستم هاي لوله اي Tubular Systems
الف)لوله قابي خارجي Exterior Framed Tube
ب)لوله در لوله Tube-in-Tube
ج)لوله قابي دسته بندي شده Bundled Framed Tube
د) لوله هاي مورب خارجيExterior Diagonalized Tube
به دليل استفاده وافر از سيستم هاي لوله اي در ساختمان هاي بلند اخير ، اين سيستم را مورد بررسي قرار دهيم .
سيستم لوله اي در حال حاضر به چند دسته تقسيم مي شود كه عبارتند از :
۱) لوله هاي قابي خارجي
2) سيستم لوله در لوله
3) لوله قابي دسته بندي شده
4) لوله هاي مورب خارجي(لوله خرپايي)
فاكتورهاي كه در انتخاب نوع سيستم سازه اي تاثير مي گذارد عبارتند از :
1) ملاحظات كلي اقتصادي
2) شرايط خاك
3) نسبت ارتفاع به عرض ساختمان و سختي آن
4) ملاحظات ساخت و نصب
5) ملاحظات سيستم هاي مكانيكي
6) ملاحظات طبقه بندي آتش و ايمني جاني افراد
7) فاكتورهاي اجتماعي استفاده كننده ها و همسايگان
8) فاكتورهاي قانوني ، منطقه اي و قراردادها
9)دسترسي و هزينه مواد اصلي ساختمان
نگاهی برتعداد طبقات با توجه به سيستم سازه اي
مشاهده مي شود که سيستم هاي لوله اي در ساخت آسمان خراشها پيشتاز هستند
سيستم لوله قابي (Framed Tube)
درسال1960 آقاي دكتر فزلارخان يك سيستم سازه اي جديد را معرفي كرد . اين سيستم كه سيستم لوله اي نام گرفت ، مشكل ركود در ساختن ساختمان هاي بلند را تا حد بسيار زيادي حل كرد . دكتر فزلار خان نخستين توسعه دهنده قابهاي برهم كنشي ، سازه هاي قابي لوله اي و سيستم لوله در لوله (كه در ساختن ساختمانها بلند را بسيار اقتصادي مي كند) است . در سيستم سازه اي لوله اي ، محيط ساختمان از ستونهاي نزديك به هم كه بوسيله پشت بندهاي عميق به هم وصل شده اند ، تشكيل مي شود.

سيستم حاصل مانند يك طره عمودي عظيم كار مي كند و به خاطر تقسيم شدن نيروي باد بين ستونهاي سطح باد خور (سطح رو به باد) و سطح پشت به باد بسيار موثر عمل ميكند.مفهوم لوله به تنهايي سختي و محدوديت هاي لرزشي ساختمان را ارضا نمي كند . انحراف وتري به علت جابجا شدن محور ستون ها و انحراف جان تير به علت برش و تغيير شكل هاي خمشي در اطراف ستونها و پشت بند ها ، ممكن است بطور قبل ملاحظه اي به خصوصيات الاستيك و هندسي لوله بستگي داشته باشد.تعداد طبقاتي كه ممكن است با استفاده از سيستم لوله اي اقتصادي باشد ، با توجه به فاكتورهايي از قبيل فاصله و اندازه ستون ها ، عمق پشت بندهاي محيطي و نسبت پلاني تغيير مي كند .البته در اين سيستم ساختماني بازده كار بسيار بالا مي باشد ، به طوري كه مصالح مصرف شده در هر فوت كف ، در مقايسه با ساختمان هاي قابي متداول به نصف كاهش مي يابد ! مشكلات اساسي در ساختن آسمان خراشها و ساختمان هاي بلند ، نيروي باد و پديده لنگي برشي و تغيير مكان جانبي مي باشد كه در ادامه مورد بحث قرار مي گيرد .
پديده لنگي برشي (shear lag)
ستون هايي كه لوله را مي سازند در مقابل بارهاي جانبي مانند يك تير طره اي خم مي شوند ، رفتار واقعي لوله در جايي ما بين تير طره اي خالص و قاب خالص قرار دارد ، اضلاعي از لوله كه موازي امتداد نيروهاي جانبي مي باشند ، با توجه به انعطاف پذيري تيرها تمايل دارند كه مانند قاب هاي صلب چند دهانه و مستقل عمل كنند ، اين انعطاف پذيري باعث مي شود كه در قاب تغيير شكل هاي ناشي از برش ايجاد شود كه به نام لنگي برشي خوانده مي شود ، بنابراين در ستون ها و تيرها خمش بوجود مي آيد . به طور کلي مي توان گفت که از مجموع حرکات جانبي فقط 25 درصد ناشي از عمل طره اي لوله است و 75 درصد بقيه در اثر لنگي (لقي) برشي بوجود مي آيد .اين نوع رفتار از خصوصيات قابهاي صلب مي باشد . اثر تغيير شكل برشي در روي عمل لوله منجر به توزيع غير خطي فشار در امتداد پوش ستونها ميگردد، ستونهايي كه درگوشه هاي ساختمان قرار دارند مجبور مي باشند كه سهم بيشتري از بار را نسبت به ستونهاي ما بين آنها تحمل كنند .

بعلاوه تغيير شكل كل ساختمان ديگر شباهت به تغيير شكل تير طره اي نخواهد داشت ، زيرا تغيير شكل حالت برشي اهميت بيشتري پيدا خواهد كرد . مسئله برش شديدا در روي كارايي سيستم هاي لوله اي تاثير ميگذارد و تمام پيشرفت هاي بعدي در طرح لوله اي ، سعي در برطرف نمودن اين اشكال دارد. دكتر فزلار خان در دهه هفتاد ميلادي در اين رويا بود كه ممكن است ساختمان بتني با ارتفاعي ساخته شود كه قابل رقابت با ساختمان هاي فلزي باشد . حدس وي براي پيدا كردن راه حلي براي از بين بردن پديده لنگي برشي وي را به سمت مفهوم جديدي به نام لوله هاي مورب هدايت كرد كه نبوغ ايشان دراين پديده در ساختمان جان هانكوك ديده مي شود . همچنين وي اجراي روشهاي مشابه براي ساختمان هاي بتني با لوله هاي خرپايي مورب كه شامل ستون هاي خارجي با فاصله حدود سه متر (10 فوت) و با بلوك هاي پنجره اي در هر طبقه براي ساختن طرح مورب در نما بود را توصيه كرد . قطر ها بايد براي تحمل نيروهاي برشي طراحي مي شدند ، بدين گونه كه خمش در ستون ها و تيرهاي لوله از بين برود .اگر چه وي اين مطالب را بيان كرد ولي ايده او حدود پانزده سال براي ساختن ، ساختمان واقعي منتظر ماند . در اين سيستم قطرها دو كار انجام مي دادند ، يكي افزايش خاصيت لوله اي با كاهش پديده لنگي برشي و ديگري كاهش كوتاه شدگي در ستونهاي خارجي با توزيع بارهاي ثقلي ، بنابراين سختي بيشتر موثر ساختمان با اضافه كردن قطرها تحقق يافت .
منبع کتاب آسمان خراش ها نوشته محمد جمالی مقدم